قدر این روزها را باید دانست..قدر این روزهای پُرنسیم کمباران را...اردیبهشت بوی شعر و کاغذ و باران میدهد. بوی ریحان و بنفشه دارد. اردیبهشت، شکل این گلهای رنگرنگ سربرآورده از نردههای خانههای این اطراف را به خود گرفته است...این خانههای بیشک مست بهار...این خانههای بارانخوردهی خرسند، با آن لبخند پنجرههاشان...اردیبهشت انگار خلاصهی همهی سال است، تمام لحظهها و روزها. این روزهای پر از پیادهرویهای پیدرپی، پر از چای و موسیقی و مناجات، پر از تهرانگردیها و همکلاسیجانها و آدمهای تازه...اینها که اشک و لبخند و عاشقی را یکجا مینشانند روی گونهها و لبها، و دلات. اینها که خود اردیبهشتاند، خود بهار. و به فرمایش آقای شاعر: بهار را باور کردهام من.
+ نوشته شده در سه شنبه 8 اردیبهشت1388ساعت 23:11  توسط مهشاد
|
